على ربانى گلپايگانى
360
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
جرم سياسى به شمار مىرفت . بديهى است در چنين شرايطى حفظ تشيّع كه تبلور اسلام راستين است ، جز با به كارگيرى روش تقيّه ( اعم از تقيّهى خوفى و مداراتى ) امكانپذير نبود . باتوجّه به اين شرايط مىتوان به واقعنگرى ، دورانديشى و روش و منش حكيمانهى ائمهى اهل بيت عليهم السّلام پىبرد . آنان با به كارگيرى چنين شيوهى خير خواهانه و مصلحت انديشانه توانستند حقايق دين را براى مردم بيان كنند ، و با تحريفهاى معنوى كه به عمد يا سهو توسط افرادى در آيين اسلام مىشد ، به گونهاى شايسته و استوار مبارزه كنند . و مذهب تشيّع را - اگرچه با تحمّل مشقّتها و پرداختن هزينههاى سنگين - حفظ كنند . كسانى كه تأكيد بر تقيّه را بر مذهب شيعه عيب مىشمارند اگر با ديدهى انصاف به حقايق تاريخى بنگرند ، و از تعصبّ و لجاج و فتنهانگيزى ميان مسلمانان دست بردارند ، در قضاوت و داورى خود تجديد نظر خواهند كرد ، و بر حقانيت او در اين مسأله همچون ديگر مسايل دينى - اذعان خواهند نمود . در حقيقت ، اگر بناست در اينباره كسى مورد ملامت و نكوهش قرار گيرد ، اين حكومتهاى جابر اموى و عباسى و ديگر حكومتهاى ستمكار در دنياى اسلامند كه بايد مورد ملامت و نكوهش واقع شوند ، حكومتهايى كه معالاسف خود را پيرو و طرفدار مذهب اهل سنّت مىدانستند ، و بدترين ظلم و ستمها را در حق شيعه اعمال مىكردند . همچنين بايد آن دسته از علماى اهل سنّت مورد ملامت و نكوهش واقع شوند ، كه بر مباح بودن جانومال و عرض شيعيان فتوا داده و حكومتها را بر اعمال شكنجه و قتلوغارت شيعيان ترغيب مىكردند .